مهزیارمهزیار، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 23 روز سن داره

مهزیار حصارکی

زن عمو لیلا مامانم

یه دسسسستتتو       ججججییییییییییغغغغغوووووووووووووووو            هههههووووررررررررررررررررررراااااااااا         زن عموی عزیزم روز تولدت مبارک ان شاء اله سالهای سال کنار همسر خوبت عمو مهدی و دختر گلت فاطمه که برام نظر میزاره و من ازش تشکر میکنم زندگی کنی .   زن عمو جونم تولدت مبارک ...
7 آبان 1392

دختر خاله مامانم

سما به مامان من میگه آبجی ، سما 5 سالش تموم میشه ، خیلی منو دوست داره ، الان که من تو دل مامانمم دل مامانمو نوازش می کنه ، باهم حرف می زنه ، منم خیلی دوستش دارم ، سما عزیزم خاله خوبم تولدت مبارک                                    ...
21 مهر 1392

مامان گلم تولدت مبارک

یه دسسسسسسسستو جججججججججججییییییییغو هوررررررررررررررررررررااااااااااا گل من ، گل من تولدت مبارک ، گل شدی ، گل شدی ، شدی مثل عروسک ، عزیزم ، گل من تولدت مبارک مامانیه مهربونم تولدت مبارک ، بخاطر همه تلاشها و سختی هایی که بخاطر من تحمل می کنی ازت تشکر می کنم . دوستت دارم راستی بابا تو گفتن این شعر بهم کمک کرد ...
18 مهر 1392

خرید وسایل

سلام ، صبح بخیر بابا و مامانم دیشب برام رفتم چند تا وسیله خریدن مثل وان حموم ، لیوان با طرح پو ، صندلی دستشویی ، دستمال مرطوب ، ... من که نمیدونم اینا چیه ، مامانم اینا رو انتخاب کرده . بابام که خیلی خوشحال بود . صدا خندش تا اینتو میومد . منم به افتخارش چند تا لقد زدم . بابام میگه تا رییس ( مادر زن ) اجازه نده حق ندارم عکسایه وسایلمو بذارم تو وبلاگم .
18 مهر 1392