تشکر
بابام برام از آدمایی گفت که دارن زحمت می کشن و شرایط رو برای آمدنم به دنیا فراهم میکنن . بابام میگه درسته که منو مامانت خیلی به چشم میایم و خیلی دیده می شیم اما کسایی هستن که خیلی بیشتر کار مکنن و زحمت می کشن که تا وقتی تو میایی همه چی درست باشه . منم خواستم از این طریق ازشون تشکر کنم ، بابام بهشون میگه عوامل پشت صحنه ، من که نمی فهمم ، بابام دیگه یه چیزایی میگه ...
اولین تشکر از بابا حمیدم که خیلی زحمت می کشه ، ببیی هامو نگه می داره ( بابام گفت ) و هزینه سیسمونی رو داد . از مامان شهربانو که مسئول خرید و مدیر سیسمونی بود از رییس بزرگ !!(به قول بابام )
تشکر بعدی از باباحاجی و مامانی معصومه که می دونم یه جور دیگه منتظر من هستن چون من هم اسم عمومم 
تشکر از دایی وحیدو زن دایی فاطمه ، از عمو محمد رضا و زن عمو طاهره ، از عمه فاطمه و عمو جمال 
تشکر از همه عمو ها و خاله ها و عمه ها و دایی ها و از کسایی که برای اومدنم لحظه شماری می کنن و برای سلامتیم دعا می کنن . از بابابزرگها و مامان بزرگ ها
از خانم دکتر ضیایی که مراقب سلامتی مامانم 
بابام میگه یه فرشته کوچلو هم هست که خیلی برات زحمت میکشه که من فقط می دونم کیه از اونم تشکر کن ، می گه بعدا بهت میگم کیه ، فرشته کوچلو ممنون از لطفت 

دوستتون دارم اینم یه بوس قشنگ 


تشکر
